گاهشماری در دوره ساسانیان
ساسانیان در آغاز كسب قدرت, گاهشماری وهیژكی زرتشتی را كه در دوره اشكانیان رواج یافته بود با این تفاوت كه در آغاز, نخستین سال سلطنت سر سلسله ساسانی را مبداء آن قرار دادند, پذیرفتند. نخستین سال سلطنت سر سلسله بعنوان مبداء گاهشماری ظاهراً تقلیدی از اشكانیها بوده است. اما شمارش سالها از سلطنت سر سلسله دیری نپایید و پس از آن بر تخت نشستن هر پادشاهی مبداء گاهشماری قرار گرفته است. این شیوه مشابه همان روشی است كه در دوره هخامنشیان متداول بوده است. با این تفاوت كه در دوره ساسانیان نخستین سال سلطنت هر پادشاه همان آخرین سال سلطنت سلف وی بوده است. در دوره ساسانیان دو نوع گاهشماری رواج داشت. یكی از این گاهشماریها, گاهشماری زرتشتی عرفی (سیار) و دیگری زرتشتی وهیژكی(كبیسه دار) لقب گرفته بود. در اواخر دوره ( در زمان پیروز اول) با تبدیل گاهشماری عرفی به گاهشماری خراجی, همزمان با دو گاهشماری وهیژكی و خراجی روبرو می شویم. در گاهشماری وهیژكی آغاز سال از اوایل بهار و در گاهشماری عرفی به علت سیار بودن(در آن زمان)دراواسط تابستان شروع می گردید. اسامی ماهها در گاهشماری همان اسامی فروردین, اردیبهشت و ... است.
|
|
|
گاهشماری خراجی : |
|
|
تردیدی نیست كه در اواخر دوره ساسانیان یك تغییر اساسی در گاهشماری به عمل آمده است. به جهت سیار بودن گاهشماری عرفی(بدون كبیسه) در دوره ساسانیان آغاز سال در این گاهشماری به تدریج به قهقرا رفته بود و در سالهای پایانی حكومت ساسانیان, مودیان مالیاتی در خواست تاخیر در افتتاح خراج, با برقراری كبیسه در سال عرفی را نمودند. بر این اساس تغییراتی در گاهشماری عرفی كه در آن زمان آغاز سال در اوایل تابستان بود صورت گرفت و آغاز سال در آن گاهشماری برابر با ورود خورشید به نخستین درجه برج سرطان در نظر گرفته شد و پنجه یا اندرگاه سال عرفی از پایان اسفند ماه به پایان آبان ماه عرفی كه همزمان با اسفند ماه وهیژكی (كبیسه دار) بود منتقل شد. تا هر دو پنجه در گاهشماری وهیژكی و عرفی همزمان قرار گیرد. انتقال پنجه از پایان اسفند ماه عرفی به پایان آبان ماه در گاهشماری رسمی ( كه از این پس آن را خراجی می نامیم) ظاهراً به كلیه اختلافات پایان داده است. زیرا از سویی زمان دقیق امور رسمی و اداری بدینگونه روشن شده است كه افتتاح خراج و تاجگذاری پادشاهان در نخستین روز فروردین ماه خراجی ( مقارن تابستان و ورود خورشید به نخستین درجه برج سرطان) صورت می گرفته است و از سویی دیگر برگزاری مراسم ملی و دینی به ترتیب زیر همزمان گردیده است: 1-پنجه یا اندر گاه كه بخشی از جشن فروردگان و آغاز بهار بوده در هر دو گاهشماری همزمان قرار گرفته است. 2- جشن نوروز وهیژكی درگاهشماری خراجی نیزهمزمان با نام"بهارجشن"- كه در آثارمتقدمان به آن اشاره شده- برگزار می شده است. 3- دریافت نخستین قسط خراج(=افتتاح خراج) در فصل تابستان و در زمانی واقع می شده است كه حداقل قسمتی از محصولات كشاورزی و دامی پیش از آن بدست آمده بوده است. در گزارشی از ((وی شوWei shou )) مورخ چینی قرن ششم میلادی كه تاریخ برخی از اعیاد و جشنهای ایرانی را با گاهشماریهای چینی مشخص می كند بوسیله " كوكا Kuka" مورد مطالعه قرار گرفته است. كوكا با استخراج تاریخ های چینی می نویسد: "روحانیان زرتشتی در قرن ششم میلادی آغاز بهار( نوروز مذهبی) را در نخستین روز آذرماه (منظور آذرماه عرفی یا خراجی است كه مقارن فروردین وهیژكی می شده است) و نوروز غیر مذهبی را در نخستین روز فروردین ماه( منظور فروردین ماه عرفی یاخراجی است كه مقارن انقلاب صیفی بوده است) جشن می گرفته اند". در روایتی دیگر تاریخ برگزاری مراسم سالگشت درگذشت زرتشت در كتاب پهلوی "زات اسپرم" با هردو گاهشماری وهیژكی و خراجی به دست داده است. مولف كتاب مذكور یازدهمین روز اردیبهشت ماه وهیژكی را برابر با یازدهمین روز دیماه گاهشماری "اصلاح شده" ( خراجی) می نویسد. در آثار ابوریحان بیرونی رواج دو گاهشماری در ایران را بخوبی می توان دریافت, زیرا وی با صراحت از دو نوروز و دو فروردین سخن می گوید: یكی فروردین و نوروزی كه مقارن انقلاب صیفی است و دیگر فروردینی كه مقارن اعتدال بهاری است و پیداست كه فروردین مقارن انقلاب صیفی مربوط به گاهشماری خراجی(سنگسری) است و فروردین مقارن اعتدال بهاری مربوط به گاهشماری وهیژكی. برای اثبات این مدعا جا دارد برخی از اشارات ابوریحان را عیناً نقل كنیم: در التفهیم می نویسد: "آذز ماه بروزگار خسروان آول بهار بوده است". پیداست كه آذر ماه تنها هنگامی می تواند مقارن آغاز بهار باشد كه فروردین ماه در انقلاب صیفی قرار گیرد و شك نیست كه در این مورد وی از گاهشماری خراجی سخن می گوید. در جای دیگر بیرونی آورده است:"ایرانیان از آن جهت انقلاب صیفی را آغاز سال قرار دادند كه انقلابین را برای این منظور از اعتدالین بهتر است ... و در انقلاب صیفی غلات بدست می آید و برای اینكه خراج از رعیت بگیرند مناسبتر است". این اصلاحات در هنگام برگزاری كبیسه بزرگ مضاعف(در زمان پیروز اول) صورت گرفته است. بیرونی در این خصوص آورده است: "آخرین كبیسه یا كبیسه مضاعف تقریباً و نه تحقیقاً صد و نود سال پیش از مرگ یزدگرد بن شهریار برقرار شده است. با توجه به تاریخ مرگ یزدگرد در سال 60-659 میلادی (براساس دستاوردهای تاریخی و علمی جدید) آخرین كبیسه حدوداً در سال 469 میلادی(با اختلاف یكی دو سال بالا یا پایین) در سال هشتم از حكومت پیروز ساسانی اجرا گردیده است. بنا به روایت بیرونی به سبب عدم برقراری كبیسه در دوره متاخر ساسانیان در تقویم وهیژكی, آغاز سال ایرانی در سال مرگ یزدگرد سوم هفده روز از موضع اصلی خود جابجا شده بوده است. برخی روایات متاخرتر اصلاح دیگری را در این گاهشماری یادآور می شوند كه مربوط به زمان خسرو دوم پرویز است. بر اساس تحقیقات وبررسیهای جدید كه از روایات و مستندات تاریخی به عمل آمده است, نوعی تاریخگذاری در اواخر دوره ساسانیان (در زمان خسرو دوم - پرویز) ابداع و وضع گردید تا با استفاده از آن بتوان در زمان مشخص و ثابتی به جمع آوری خراج و مالیات از بین طبقات مختلف كشاورز, دامدار و … پرداخت, این گاهشماری با نام گاهشماری خراجی معروف است. مبداء گاهشماری خراجی را "محمّد بن ابی عبدالله, سنجر كمالی"مولف زیج اشرفی برابر با 468 سال شمسی پیش از مبداء گاهشماری جلالی ذكر كرده است. با شمارش قهقرایی 468 سال 365 روزه از مبداء گاهشماری جلالی(15 مارس 1079 میلادی/ نهم رمضان 471 هجری ق/ یكم فروردین 458 هجری.ش), مبداء گاهشماری خراجی برابر می شود با سال 611 میلادی كه بیست و یكمین سال سلطنت خسرو پرویز است. روایت دیگری از این مولف, پادشاهی را كه مبداء گاهشماری خراجی در دوران سلطنت وی واقع می شود خسرو دوم(628 – 590 م) می داند. در جایی دیگر سال 468 خراجی را كه مولف زیج اشرفی مبداء گاهشماری جلالی می داند, بوسیله الغ بیك و منجمان و مورخان دیگر نیز به عنوان مبداء گاهشماری جلالی ذكر شده است.اما این مورخان و منجمان , تاریخ 468 را با واژه هجری و با نام ماه قمری مشخص كرده اند. از آنجا كه مبداء جلالی مقارن سال 471 هجری قمری بوده, بدون تردید منظور از سال( 468 هجری قمری) در كنار( 471 هجری قمری ), همان سال 468 خراجی از مبداء سال 611 میلادی بوده است. در كتاب سلجوقیان كرمان تالیف محمدبن ابراهیم تاریخهایی ثبت شده است كه در آن مبداء گاهشماری مذكور همان مبداءگاهشماری خراجی است. تاریخ روز ماه نیز با تاریخ روزماه در گاهشماری یزدگردی تعیین شده است و تردیدی نیست كه محمد بن ابراهیم مبداء گاهشماری خراجی را به ماههای یزدگردی بكار برده است. آغاز سال در این گاهشماری در دوره های بعد به علت انجام نشدن كبیسه در آن از ابتدای تابستان به سمت بهار متمایل شد و بعد ها با گاهشماری جلالی همزمان و هماهنگ گردید. بنابر روایت مولف زیج ممتحن سالهای خراجی هر چهار سال یك بار كبیسه می شده اند (یك روز به پنجه اضافه شده و سال 366روزه می شده است).
|
|
|
گاهشماری سنگسری |
|
|
شیوه گاهشماری مورد استفاده در بین عشایر سنگسری از ریشه ای كهن برخوردار است. براساس مطالعات گسترده حقیر در خصوص گاهشماریهای قومی – مذهبی در ایران باستان, با استناد به مدارك مستدل, متون تاریخی, كتیبه ها و سنگ نوشته ها, سكه های رایج در ادوار مختلف تاریخ ایران, گاهشماریهای متعددی با مبداءهای گوناگون بازشناسی و معرفی گردیده است كه حاصل آن در بیش از دوازده جلسه سخنرانی در محافل علمی مرتبط, موزه ها, دانشگاه تهران و پژوهشكده تاریخ علم و... ارائه شده و با كارشناسان مختلف به بحث گذاشته شده است. خلاصه برخی از موضوعات در نشریات مختلف و فصلنامه موزه ها چاپ شده است. مجموعه این مقالات نیز در قالب یك كتاب در دست تهیه و آماده چاپ است. از جمله این گاهشماریها می توان از گاهشماری دوره هخامنشیان, گاهشماری سلوكی, گاهشماری اشكانی, گاهشماری در دوره ساسانیان, گاهشماری خراجی، گاهشماری یزدگردی, گاهشماری پارسیك, گاهشماری تبرستانی(اسپهبدی) و... نام برد. بطور كلی بیش از یكصدوهفتاد گاهشماری رایج و منسوخ در دنیا مورد مطالعه قرار گرفت و حاصل آن جدول مقایسه ای تقویمها است كه در آرشیو موزه زمان نگهداری می شود. هر كدام از این گاهشماری ها كه در روزگارانی رایج بودند, بعدها به دلایلی (مذهبی, سیاسی, اجتماعی, اقتصادی و...) از درجه اعتبار افتاده و گاهشماری تازه ای جای آن را گرفته است. گاهشماری سنگسری بی شك یكی از كهنترین گاهشماریهای شمسی به جا مانده از گذشته است كه در دوره های مختلف تاریخی دستخوش تغییرات خواسته یا ناخواسته شده و سینه به سینه تا به امروز در بین مردم ایل سنگسر مانده است. این سبك زمانسنجی با نامهای نسبتاً منحصر به فرد آن متعلق به مردم باستانی شرق و شمالشرقی فلات ایران بوده و ریشه های تاریخی آن در بین مردم سُغد, خوارزم, ارمنستان, حاشیه های جنوبی دریای خزر و حتی سایر نقاط ایران كم و بیش قابل جستجو است. نام نخستین ماه سال در گاهشماری سُغدی "نوسرد", در گاهشماری خوارزم "ناواسارجی" , در گاهشماری ارمنستان قدیم "ناواسارد" و در گاهشماری سنگسری نوسال(نوسرت/ نوست) است. واژه ست در كلمه تركیبی اَمسَت (امسال) , پَرسَت (پارسال) و ... مشهود است. خصوصیات نژادی مردم سنگسر شامل درون گرایی, قوم گرایی و نیز موقعیت اقلیمی و شغلی باعث گردیده تا ما امروزه دریچه ای باز به دنیای گذشته ایران داشته باشیم. خصوصیات یاد شده موجب گردیده تا گاهشماری رایج در ایران باستان (خراجی) نیز همچون زبان سنگسری(پهلوی) و فرهنگ و آداب و رسوم قومی و... در بین مردم این منطقه حفظ شود. گاهشماری سنگسری در واقع همان گاهشماری خراجی است كه برای نخستین بار در اواسط دوره ساسانیان, در زمان پیروز ساسانی, همزمان با برپایی و اجرای كبیسه مضاعف در تقویم زرتشتی وهیژكی, ایجاد گردید. تقویم خراجی در واقع همان تقویم عرفی(سیار) رایج در دوره ساسانیان است كه در آن برحسب نیاز و با توجه به مشكلات موجود در امر زمانِ گردآوری خراج, تغییراتی داده شد و آغاز سال به ابتدای تابستان (انقلاب تابستانی) منتقل گردید و جهت بر هم نخوردن زمان جشن های پنج روزه اندرگا(پی تك) كه در تقویم وهیژكی پیش از آغاز فصل بهار اجرا می گردید, در این تقویم به پایان آبان ماه خراجی(همزمان با پایان اسفندماه وهیژكی) منتقل گردید تا هر دو اندرگاه همزمان جشن گرفته شود. به نظر می رسد اسامی ماهها در گاهشماری سنگسری دو دسته بوده كه برخی از آنها ریشه باستانی محلی داشته است. مانند: مس مُ - دِ مُ – گوجو – نوسال – سیا مُ – كورچ و مابقی تغییر شكل یافته اسامی در گاهشماری زرتشتی باستان است. مانند: اوریا(خرداد) – تیرمُ(تیر) – مردالِ مُ(امرداد)- شروره مُ(شهریور) – میرونه مُ(مهر)- آونه مُ(آبان). اسامی بومی در گاهشماری سنگسری در شش ماه نخستین (بهار و تابستان) قرار گرفته و اسامی زرتشتی ماه ها در شش ماهه دوم (پاییز و زمستان) را شامل می شود. تاریخ دقیق اجرای كبیسه مضاعف در زمان پیروز ساسانی تحقیقاً مشخص نیست و بر اساس روایت بیرونی كه می نویسد: "آخرین كبیسه یا كبیسه مضاعف تقریباً و نه تحقیقاً صد و نود سال پیش از مرگ یزدگرد بن شهریار(یزدگرد سوم) برقرار شده است", حدوداً می توان محدوده آن را با اختلاف یكی دو سال بدست آورد (سال 469 میلادی). براساس مستندات تاریخی و دستاوردهای جدید, یزدگرد سوم در سال 19 هجری قمری برابر با 639 میلادی تاجگذاری كرده و در سال 39 هجری برابر با 659 میلادی در روز سی ام خرداد سال خراجی (سی ام اوریای سنگسری) كشته شدند. حال با توجه به روایت بیرونی در خصوص زمان برقراری كبیسه مضاعف بر پایه سال مرگ یزدگرد سوم, سال 469 میلادی سال نخستین تقویم خراجی اولیه بوده است. به نظر می رسد از آن زمان تا سال 611 میلادی كه سرآغاز تقویم خراجی در زمان خسرو دوم/پرویز (سال بیست و یكم سلطنت) بوده است, این گاهشماری رسمیت چندانی نیافته و در این سال به عنوان تقویم رسمی پذیرفته شده است. وقایع بسیاری با استفاده از این گاهشماری ثبت شده كه قابل انكار نیست و سندیت و رسمیت این تقویم (تقویم خراجی/ سنگسری) را ثابت می كند. با این اوصاف تقویم پیوست دقیقاً همگون و هماهنگ با تقویم خراجی بوده كه امروزه در منطقه مهدیشهر با نام تقویم سنگسری مورد استفاده مردم عشایر سنگسر است و متاخرترین مبداء تاریخی آن برابر با سال 611 میلادی است. برای انتخاب مبداء پیشین (همزمان با حكومت پیروز ساسانی) سال تقریبی 469 میلادی برابر با سال هشتم حكومت پیروز و همزمان با سال برگزاری كبیسه مضاعف در این تقویم است. در این سال بعد از هفت سال خشك سالی كه ایران را فرا گرفته بود باران بسیار زیادی بارید و مردم به مناسبت این واقعه فرخنده و همچنین جشن سال كبیسه در روز تیرگان (روز سیزدهم تیر ماه) به روی همدیگر آب می افشاندند و شادی می كردند كه بعد ها این روز و جشن مربوط به آن روز به جشن آبریزگان معروف شد. اجرای كبیسه در گاهشماری خراجی همانند و همزمان با گاهشماری جلالی (یا تقویم هجری شمسی رایج) برگزار شده تا آغاز سال در نخستین روز تیر ماه جلالی (آغاز انقلاب تابستانی) ثابت بماند. حسن پاكزادیان
|
|